فرضیه کزنتس

فرضیه کزنتس

فرضیه زیست محیطی کوزنتس

بسیاری از شواهد تجربی رابطه بین رشد اقتصادی و آلودگی محیط زیست را به شکل زنگولها‌ی برآورد کرده اند به این معنی که ابتدا در پی افزایش رشد اقتصادی، آلودگی محیط زیست نیز افزایش مییابد اما پس از رسیدن به نقطه اوج با افزایش رشد اقتصادی، آلودگی محیط زیست شروع به کاهش می‌کند این منحنی را منحنی محیطزیستی کوزنتس نامیده اند. منحنی محیط زیستی کوزنتس برای نخستین بار در سال 1991 توسط گروسمن وکروگر 3 مطرح شد. آنها در تحقیق خود )اثرات زیست محیطی از یک توافق نامه آزاد تجاری در آمریکای شمالی( با استفاده از داده های مقطعی برای 23 کشور به بررسی رابطه بین کیفیت محیط زیست و رشد اقتصادی پرداختند مهمترین نتیجه تحقیق این بود که با افزایش تولید ناخالص داخلی سرانه در سطوح پایین درآمد ملی غلظت دی اکسید گوگرد افزایش مییابد اما با افزایش تولید ناخالص داخلی سرانه در سطوح بالای درآمد ملی غلظت دی اکسید گوگرد کاهش مییابد یعنی رابطه بین تولید ناخالص سرانه و دی اکسید گوگرد به شکل U معکوس است. بعدها این پژوهش پایه و اساس الگوی منحنی زیست محیطی کوزنتس شد (ذوقی پور و همکاران، 1396).

رشد اقتصادی از سه طریق بر کیفیت محیط زیست اثر می‌گذارد:

اثر مقیاس:  باعث افزایش تولید در اقتصاد از طریق افزایش نهاده میشود این افزایش تولید میتواند ناشی از افزایش تجارت و به دست آوردن بازارهای جدید باشد اثر مقیاس از طریق افزایش نهاده‌ها باعث افزایش آلودگیه‌های محیط زیستی میشود (کول، 2004).

اثر ساختار:  بیانگر نسبت نوع فعالیت تولیدی در حجم اقتصاد است. به بیان دیگر، مقدار درصد هر یک از فعالیته‌های اقتصادی را که در تولید محصولات نقش داشته‌اند، اثر ساختار گویند (محمدی و آقایی صفی آبادی، 1394).

در ابتدا با افزایش رشد اقتصادی، ساختار اقتصاد از بخش کشاورزی به بخش صنعت تغییر میکند که باعث افزایش آلودگی می‌شود. اما با گذر زمان ساختار اقتصاد از بخش صنعت انرژی بر به بخش خدمات و تکنولوژی دانش محور که مرحله نهایی تغییر ساختار است انتقال می یابد این تغییر ساختار باعث بهبود کیفیت محیط زیست می شود (بیلیجی ، 2016).

اثر تکنولوژی تولید:  با افزایش بهره وری تولید، برای تولید یک واحد محصول می توان از نهاده های محیط زیستی کمتری استفاده کرد که باعث کاهش آلودگی محیط زیستی میشود (استرن، 2003).

در سطوح بالای توسعه ساختار اقتصادی به سمت صنایع و خدمات اطلاعات با افزایش آگاهی درباره محیط زیست، اجرای مقررات محیط زیستی سخت گیرانه و بهتر و تکنولوژی موثرتر تغییر میکند، که این امر باعث کاهش تخریب محیط زیست میشود (لائو و همکاران، 2014).

شکل1: منحنی زسیت محیطی کوزنتس

با توجه به شکل فوق می‌توان نتیجه گرفت که افزایش مقیاس تولید آلودگی محیط زیستی را افزایش میدهد. در حالی که با تغییر ساختار تولید آلودگی در ابتدا افزایش و بعد از رسیدن به نقطه اوج کاهش می یابد اما تکنولوژی تولید باعث کاهش آلودگی محیط زیست می شود بنابراین با توجه به سه اثر بیان شده می توان علت اینکه منحنی کوزنتس به شکل U معکوس است را توضیح داد (ذوقی پور و همکاران، 1396).

محمدی، تیمور و آقایی صفی آبادی، ساره(1394)، بررسی منحنی زیست محیطی کوزنتس برای آلودگی آب و هوا در کشورهای منتخب در حال توسعه، فصلنامه پژوهشنامه اقتصادی، سال پانزدهم، شماره 91 ، صص 74-33.

ذوقی پور، محمد حسین. قلی زاده، حیدر. مرادخانی، نرگس.(1396)، برآورد منحنی زیست محیطی کوزنتس به تفکیک قاره ها، اولین همایش بین المللی برنامه ریزی اقتصادی، توسعه پایدار و متوزان منطقه ای، کردستان.

Lau, L. S., Choong, C. K., & Eng, Y. K. (2014). Investigation of the environmental Kuznets curve for carbon emissions in Malaysia: Do foreign direct investment and trade matter?. Energy Policy, 68, 490-497.

Bilgili, F., Koçak, E., & Bulut, Ü. (2016). The dynamic impact of renewable energy consumption on co 2 emissions: A revisited environmental kuznets curve approach. Renewable and Sustainable Energy Reviews, 54, 838-845.

Cole, M. A. (2004). Trade, the pollution haven hypothesis and the environmental Kuznets curve: examining the linkages. Ecological economics, 48(1), 71-81.

Stern, D. I. (2003). International society for ecological economics internet encyclopaedia of ecological economics the environmental Kuznets curve. Department of Economics, Rensselaer Polytechnic Institute.

نوشته: دکتر بهمن خانعلی زاده

loading